على اصغر شميم
527
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
مرحلهى دوم با اين امر موافقت كردند و دولت قانون منع حمل اسلحه را اعلان نمود و مردم كه از ترورهاى سياسى دچار بيم و هراس شده بودند ، اقدام مجلس و دولت را با خرسندى تلقى كردند . اما قانون منع حمل سلاح ، چنان كه انتظار مىرفت ، قابل اجرا نبود زيرا از طرفى خود رئيس دولت و جمعى از وزيران عضو حزب دموكرات ( حزب انقلابى ) بودند و اين حزب مىخواست به هر قيمت كه باشد اسلحه را در دست نگه دارد . سردار اسعد و فرمانفرما سخت از ستار خان آزردهخاطر بودند ، زيرا آن مرد دلير و فداكار كه نمايندهى واقعى اكثريت تودهى ايران بود ، با كمال صراحت و بىپروايى زبان به انتقاد از كردار و نيات فئودالهايى چون سردار اسعد و فرمانفرما و امثال آنان مىگشود . يفرم خان كه علاوه بر رياست نظميه فرماندهى سپاه را نيز برعهده داشت ، عدهى زيادى از هواداران ارمنى و مسلمان خود را به لباس سربازى درآورده و در صف نيروى دولتى متشكل ساخته بود . دولت از يك طرف اسلحهى حيدر عمو اوغلى و دستههاى او و ديگر اعضاى حزب دموكرات انقلابى را گرفت و از طرف ديگر همان افراد را به خدمت نظام پذيرفت و به آنان اسلحه داد . يكى از دردناكترين صحنههاى آشفتگى سياسى اين دوره و يا به قول كسروى ، يكى از اندوهناكترين داستانهاى تاريخ مشروطه و تلخترين ميوهى تبهكارىهاى سررشتهداران مشروطه پيش آمد ، پارك اتابك بود كه كسروى به تفصيل در كتاب هجده ساله آذربايجان ( جلد دوم ، تاريخ مشروطه ) آورده و ما در اينجا خلاصهى آن را ذكر مىكنيم : ستار خان همانطور كه در مجلس قول داده بود ، فورا دستور داد تا مجاهدين همراه او اسلحهى خود را براى تحويل به دولت جمعآورى كنند ، فرداى آن روز ( 27 رجب 1328 قمرى ) ستار خان را به مهرآباد دعوت كردند و به دربانان پارك اتابك ( محل سكونت ستار خان و باقر خان ) سپردند كه مجاهدين را از اين مهمانى آگاه نكنند ولى دستهاى از مجاهدين از اين امر اطلاع يافتند و ستار خان را از مهرآباد به پارك برگرداندند . دستهى مجاهدان معز السلطان نيز به پارك آمدند و از دولت براى تحويل اسلحه سه ماه و نيم مهلت و نيز بهاى تفنگ و فشنگهاى خود را كه بايستى تسليم كنند ، خواستند . شور و غوغا در پارك برپا شد و سردار ملى و سالار ملى با كمك شيخ اسماعيل هشترودى و معين الرعايا و معتمد التجار سعى كردند تا مجاهدين را آرام سازند ولى سودى نبخشيد و حتى آنان به سخنان وزير پست و تلگراف و حاج سيد نصر اللّه اخوى كه از طرف دولت و مجلس براى اقناع مجاهدين به پارك آمده بودند ، اعتنايى نكردند و سخنان درشت بر زبان راندند و به تبعيضى كه دولت در اجراى قانون منع حمل اسلحه روا داشته و از گرفتن اسلحه هواداران يفرم خان و حيدر عمو اوغلى و سردار اسعد خوددارى نموده بود ، اعتراض نمودند ؛ در حالىكه ستار خان و باقر خان نيز از اين پيمانشكنى ياران قديم و